وقتی که از پس جاده های هموار و پشت سر نهادن چندین روستا به جاده های پر پیچ وخمی می رسی که در دل کوههایی که بشر در برابر خویش به زانو در آورده است .شاید به دلیل حضور سرگیجه ای رنج آور باور نکنی که قدم به خطه ای می نهی که سبزی اش را چشم به هیچ کجا ندیده است .اولین دومین وسومین پیچی را که رد می کنی از پس کوههای بلند که در زیر چرخهای ماشین تو آرام خفته اند طبیعتی را نظاره گر میشوی که تورا سرا پا رویایی می کند .
کوههای بلندی که از مه پوشیده شده اند گویی چون عروسانی زیبا به انتظار شاهزاده خورشید نشسته اند تاتور مه را از روی صورتشان کنار بزند وچه لباسی که هیچ خیاطی نتواند لنگه اش را بر تن آدمی کند ـ سبز و زیبا ـ که نقاش بزرگ چه خوب کلک بدست تابلویی کشیده است که شاید پیکاسو به خواب هم ندیده باشد .
آنقدر محو سرسبزی وطراوتش می شوی که فراموش می کنی می تواند پشت این کوهها بعد از این تابلوها شهرستان کوچکی باشد که هندوستان وهندوستانی لنگ به پایش بیندازند . شهرستانی کوچک با مردمانی بزرگ . شهرستانی که با همه کوچکیش داغی بزرگ به دل نهفته است . تا قدم به درونش می گذاری صدای دلش را می شنوی که حکایت از لرزشی بزرگ را بیان می دارد .شهر با همه زیباییش مثل این است که هر دم آهی می کشد که دل آسمان را می سوزاند .هوای گرم و سوزانش عطشی در تو ایجاد می کند که اگر دریاها بنوشی سیر نمی شوی .در هر گوشه و کناری درختان زیتون شکرگزار خالق اند .چه خوب می فهمند وچه خوب قدر دانند .
شهرستان را کوههایی در خود محصور کرده اند که بزرگی خالق و کوچکی مخلوق را یادآور می شوند . زیباست زیبا. اگر قدمی بزنی خود می فهمی که هیچ کجا در یک جا این همه زیبایی را ندیده ای . آری اینجا طارم است ٬هندوستان ایران.بزرکترین تولیدکننده زیتون٬برنج٬......کشور.راستی که چه خوب مرحوم محمد رضا روحانی درباره آن گفته است:
عارف شیراز اگر نازد به رکن آباد خویش در تجلیگاه عرفان رکن عرفانست طارم
خاک پاکش ذره ذره لعل ویاقوت است ومرجان از همین زرخیزیش مشهور دورانست طارم
طارمی هرجا نشیند فخربر طارم نماید آنکه بر هر فرد فردش بهتر از جانست طارم
نوشته شده توسط: رضا شعبانی